مهدى سليمانى آشتيانى / محمد حسين درايتى
17
مجموعه رسائل در شرح احاديثى از كافى (فارسى)
كشف الكنوز في الاستكشاف عن الرموز بسم اللَّه الرحمن الرحيم و به نستعين حمد مر جمال آفتاب عالم تابى را كه بىطلوع از افق حقيقت ذات ، تنوير عالم اسماء و صفات نموده و بىدرخشيدن برق سبحات وجه احديّت سنابل ، خرمن لوازم اشياء و حجب مقتضيات اعيان را سوخته و بدون كشف غمام حجاب غيبوبهء ذاتيّه به تجلّى ذاتى جبال ثابتات اقوام ، موسى ذات را بر خاك انداخته ؛ و شكر مر جلال كبريايى را كه به سطوت سلطنت ازليّه ، عساكر متشتّته و جنود متفرّقهء شئونات ذاتيّه را بر هم كوفته و به هيبت قهّاريّهء قديميّه ، سدود جبال انانيان را در بحار قابليّات سرنگون نموده ؛ و سپاس مر مبدعى را كه به عنايت ازليّه ، اظهار عالم صنع و ابداع قول مشيّت و امر به قول « كن » فرموده ؛ و ستايش مر دلربايى را كه به كرشمهاى ، دل عاشقان عقول و مشتاقان نفوس را ربوده ؛ و آفرين مر نازنينى را كه به نازى ، مشتاقان نفوس را از جا كنده و به وجد درآورده ؛ و مرحبا محبوبى كه به لحظهاى در طرفهء عينش ، ارباب عالم خيال را به دوام تفكّر انداخته ؛ و تبارك شوخى كه به غمزهاى ، فلك را به حركت و ملك را به رقص آورده ؛ و تعالى معشوقى كه به تير مژگانش عناصر را بىحسّ و نبات را بىجان و جماد را از پا درآورده ؛ جان فداى جان بخشى كه به جُبّهاى از ماء الحياة گل رخسارش ، حيات حيوان بخشوده و به قطرهاى از قطرات عرق جبينش ، مست و لايعقل و مخمور گرديده ؛ جان نثار مشفقى كه ما فرزندان أبو الإنس والجانّ را در ميان اختيار فرموده و قابل اسرار نهانى و محرم رازهاى پنهانى دانسته و احوال اين همه به ما گفته و خوانده و به سر رشتهء كارهاى